ميرزا حسن حسينى فسايى

765

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

پنجره‌ها و سنگهاى ازاره را . و جناب معتمد الدوله به پيامهاى دل‌پسند ، خاطر نواب فرمانفرما را چنان بياسود كه براى ورود او و همراهانش تدارك ضيافت ديده ، مهماندار معين فرموده ، در اميد مصالحه و موافقت بيارميد و نواب فيروز ميرزا و معتمد الدوله با اردو و همراهان ، از آباده همه‌جا در ميان برف و سرما تاخته ، روز بيست و هشتم ماه ذيقعده اين سال : [ 1250 ] « 1 » با خاطر جمع از تنگ اللّه اكبر وارد جلگاه شيراز گشته ، در باغ نو ، ربع فرسخ صبوى شيراز نزول كرده ، اطراف باغ را لشكرگاه نمودند و بيشتر چاكران قديمى فرمانفرما و تمامت اعيان فارسى به استقبال آنها شتافتند و روز بيست و نهم اين ماه ذيقعده اين سال از دروازه اصفهان شيراز با توپخانه و افواج سرباز وارد شهر شدند و ارگ « 2 » را بر نواب فرمانفرما محاصره نموده ، پيغام فرستادند كه در پس ديوار ارگ نشستن و در را بر خويش بستن و خود را به نافرمانى در خدمت پادشاه بدنام - داشتن نه راه خردمندى است ، زمانى كه از خوزستان تا اقصاى بلوچستان دست قدرت داشتيد ، كدام كار براى چنين روز پرداختيد ، اگر درب ارگ نگشائيد به گلوله توپ و يورش سرباز ، باروى ارگ را يكسان خاك كنند ، اگر اذن دهيد تا اين بنده حاضر حضور گردم و شما را از جانب پادشاه آسوده دارم و نواب فرمانفرما با اين سخن رضا درداد و نواب شجاع السلطنه با برادر همىگفت راه نجات در اين است كه بعد از حضور معتمد الدوله « 3 » را به يك ضرب شمشير دو نيمه كنم و چون سپاهش بىسالار گردد ، در اطاعت ما شوند و نواب فرمانفرما اين رأى را پسنديد و ميعادى گذاشت كه چون من فلان اشاره كنم ، تو هم كار خود را بساز و چون نواب فيروز - ميرزا و جناب معتمد الدوله داخل ارگ شدند ، نگاهبانان از دخول بيگانگان منعى ننمودند و جماعتى از سپاه نورسيده داخل ارگ شدند و نواب فرمانفرما در ايوانى نشست و نواب شجاع - السلطنه با شمشير در برابرش ايستاد و نواب فيروز ميرزا و معتمد الدوله سربندگى به نواب فرمانفرما فرود آوردند و صحبتهاى متفرقه همىداشتند و شجاع السلطنه در انتظار اشارهء فرمانفرما بماند تا آنكه امراى نظام ، نظم خارج ارگ را تمام نمودند و فيروز ميرزا و معتمد الدوله از ارگ درآمده ، سرباز قراول بر نواب فرمانفرما و شجاع السلطنه گماشتند و به نظم سپاه و انجام سيورسات و منزل پرداختند و نواب فيروز ميرزا و جناب معتمد الدوله در باغ نظر متصل به ارگ منزل نمودند و ميرزا محمد خان قاجار دولو در خانه رضا قلى ميرزا و ميرزا ابو القاسم ذو الرياستين در اندرون كوچك كريم خانى معروف به خانه ابو الفتح خان پسر حضرت مغفرت مآب وكيل كريم خان زند و محمد طاهر خان قزوينى در خانه آغابشير خواجه حرم نواب فرمانفرما نزول نمودند و در شب اين روز ، نواب فرمانفرما و نواب شجاع السلطنه را از ارگ درآورده ، به منصور خان فراهانى سپرده ، با يك فوج سرباز و جمعى سوار و شش ارابه توپ روانه طهران نمودند . « 4 » و عيد نوروز سنه قوىئيل در روز بيست و يكم ماه ذىقعده اين سال [ 1250 ] « 5 » : اتفاق افتاد و اعليحضرت جمشيد مرتبت ، محمد شاه ، جشن نوروزى را در دار الخلافه طهران به سر

--> ( 1 ) . برابر با 28 مارس 1835 . ( 2 ) . ( در قلعه ارگ ) ناسخ التواريخ ، ج 2 ، ص 223 . ( 3 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 2 ، ص 229 . ( 4 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 2 ، ص 230 ، روضة الصفا ، ج 10 ، ص 160 . ( 5 ) . برابر با 21 مارس 1835 .